برچسب:
نویسنده: بردیا پاکدل
حس درس خوندن نیست..
حس حاضر شدن و بیرون رفتنم نیست..
حس خونه موندنم نیست..
برچسب:
نویسنده: بردیا پاکدل
سالها بعد...
شب تولدت...
وقتی شیشه ی عینکم را هاااا میکنم
زیر چشمی حواسم هست
بی هوا شمع ها را فوت نکنی...
لب هایت که غنچه شد
صدا میزنم
آااااای قلبم!
میترسید تو و بچه هایمان!
می رسید بالای سرم،
میخندم ومیگویم:
آخ از این لبها...
با عصبانیت میگویی
دیوانه...
و نمیدانی این دیوانه مرا تا تولد بعدی ات زنده نگه میدارد!
سال ها بعد...
سال ها بعد را با تو دوست دارم
حتی در خیال!
برچسب:
نویسنده: بردیا پاکدل
برچسب: پرم از حس خوشبختی,پرم از حسرت و خواهش,پرم از حس دلتنگی,
نویسنده: بردیا پاکدل
میدونی چی سخت تر از خوب بودنه اینه که ببینی تو خوبی و به هیچ جا نمیرسی اونا که بدن همیشه موفق ترن ..
برچسب: خوب بودن یا بد بودن,بی ال بودن خوب یا بد,خوب بودن را یاد بگیریم,
نویسنده: بردیا پاکدل
برچسب:
نویسنده: بردیا پاکدل
برچسب: 28 days later,28 weeks pregnant,28 degrees,
نویسنده: بردیا پاکدل
به حتم پایانِ دنیا
در یکی از روزهای پاییز است
شاید در بلند ترین شبِ سال
همزمان با رها شدنِ
بافته ی موهای دخترکی
که به هوای چیدن انار به باغ رفت
و دیگر برنگشت
دخترکی مو شرابی با نام یلدا!
#شیما_سبحانی
برچسب: yalda hakim,yalda night,yalda golsharifi,
نویسنده: بردیا پاکدل
برچسب:
نویسنده: بردیا پاکدل